انچه گذشت
سلام عشق مادر یک مدت طولانی می شه که به وبلاگت سر نزدم تو این مدت کلی اتفاق افتاد اول اینکه از 19 مهر یک هفته ورامین بودیم و رفتیم عروسی یکی از اقوام دور که پسر عمه مامان اکرم بود و البته خیلی خوش گذشت و هفته بعد هم مراسم چهلم شوهر خاله پدرت بود که همون جا بود و اونم رفتیم و روز جمعه 29 مهر برگشتیم خونه تو مدتی که ورامین بودیم یک شب با دایی داوود و دایی صادق رفتی سیرک که ظاهرا خیلی بهت خوش گذشته بود البته عکسایی که گرفته بودن همه تیره وتار بود اما اینجور که خودت ذوق می کردی و دیگران تعریف می کردن حسابی تفریح کردی و بهت خوش گذشت البته دیدن زندایی مریم هم که دیگه حسابی داره شبیه مامانا میشه خودش کلی مزه داشت یه روز هم برای عصرون...








